ابراهيم عاملي ( موثق )
384
تفسير عاملي ( فارسي )
است كه پيدايش پيغمبر باشد و آزار آن حضرت . « فَأَذاقَهَا اللَّه لِباسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ » 112 مجمع : الخوف با نصب قرائت شده است كه مفعول « اذاق » باشد ولى قرائت مشهور با جر است . فخر : مفسّرين گفتهاند : يعنى خداوند هفت سال مردم مكّه را گرفتار گرسنگى كرد تا اينكه استخوان و موى آغشته به خون و مردار خوردند ، و پيوسته از سرايا و دسته هاى مأمورين پيغمبر ( ص ) كه در اطراف مكّه ميگشتند و غارت ميكردند ترسناك و بىآرام بودند . و نقل كردهاند : ابن راوندى « 1 » بابن اعرابى اديب مشهور گفت : مگر لباس چشيدنى است ؟ و مقصودش اعتراض بر اين جمله بود « فَأَذاقَهَا اللَّه لِباسَ الْجُوعِ » « 2 » او بجوابش گفت « لا بأس و لا لباس يا ايّها النّسناس هب انّك تشكّ انّ محمّدا ما كان نبيّا اما كان عربيّا » ؟ يعنى اين گونه عبارت بد نيست و مقصود لباس نيست اى نسناس گيرم كه در پيغمبرى آن حضرت دو دل هستى ، عرب بودن او كه ترديدى ندارد و زبانش به اين گونه جمله روان بوده است و عرب آن را درست ميدانسته است ، و چون مردم مكّه غذائى نداشتهاند حال ايشان اينجور توصيف شده است كه بجاى خوردنى گرسنگى ميچشيدند و چون اين گرسنگى زياد بود تمام بدنشانرا فرا گرفته بود ، پس گرسنگى و ترس طورى بر آنها فراگير شده بود كه بجاى چشيدنى و پوشيدنى آنها بود ، و اين دو حالت آن مردم به صورت چنين جمله نشان داده شده است .
--> ( 1 ) ابن الراوندى احمد بن يحيى مروزى است كه ساكن بغداد بوده و از متكلَّمين معتزله است و بر مذهبى استقرار نداشته ، لذا برخى او را زنديق دانند و چنان كه از ابن نديم نقل شده گويد ابتداء خوش سيرت و نيكو مذهب بود و با شرم ، لكن اين صفات را از دست داد . بسبب جهاتى كه بر او عارض شد و اينكه علمش از عقلش بيش بود . وى در سال 250 يا 245 درگذشت . و ابن اعرابى محمّد بن زياد كوفى مردى است اديب و لغوى و شاعر و راوى شعر و حافظ كه در 231 وفات كرده است ( مصحّح ) . ( 2 ) تعبير به « اذاقهء لباس » شده كه بمعنى چشاندن است و لباس چشاندنى نيست لذا گويند در اين مقام به اصطلاح علماى بيان تجريد استعاره است ، چون لباس پوشش است براى شخص از گرما و سرما ، حوادث روزگار هم چون بر انسان فرود آيد او را همچنان مانند لباس فرا گيرد و چشيدن بمعنى درك و احساس است ( مصحّح ) .